عاشقانه هايم براي عشقم

به بال تو ابرها پر كشيدم
به شوق تو بر آسمان ها پر كشيدم
به ياد تو بودم به اشكم نشاندي
به كشتي نشستم به دريا رسيدم
به بويي كه در عطر گل ها نهاني
به گلزار رفتم به جنگل خزيدم
نه مدهوش گل عاشق باغبان است
من اين داستان را ز بلبل شنيدم
به چشم غزالان مگر در تو بينم
به شوق تماشا به صحرا دويدم
به دنبال خوبان به عشق تو رفتم
كه جان دادم و ناز خوبان خريدم
چو نقاش عاشق كه گريان نشيند
 خيال تو بر پرده ي جان كشيدم
تو را اي نهان مانده ي آشكارا
نه گويم كه ديدم نه گويم نديدم


ادامه مطلب...
نوشته شده در ۶ مرداد ۱۳۸۹ توسط همه كسم ، همه زندگيم | نظرات (0)


حالا كه نيستي

وحالا كه«دوست داري كه تنها بماني»

حالا كه«بهانه مي تراشي از نگاه من»

حالا كه كوچه ها هرشب بي تو بودنمو به نظاره نشستن

حالا كه كوچه ها پر از عطر توست ولي خبري از تونيست وغريبتو تنها گذاشتي

دلم بدجور هواتو كرده

كه مث ديوونه ها دربدر دنبالتم ولي ردي از تو نمي بينم

دلم بهانه گير شده كه اين شعرو بذارم شايد صداشو بشنوي شايد.....شايد....شايد...شايد..شايد........

كوچه پر بود از تو اما هيچ كس آنجا نبود 

بي تو دنيا درنگاهم ذره اي زيبا نبود 

ماه با حال عجيبي خيره برچشمان من 

در پي چيزي كه برروي زمين پيدانبود 

مانده بودم درسكوت مبهمي با ياد تو

 

چيزهاي تازه اي بنويسم از... اما نبود... 

زردبودازبي توبودن بوسه هاي عاشقي 

رنگ سرخي ميزبان غنچه ي لبها نبود 

كاش ميشد تا كه (من) ها را بهم پيوند زد 

تا يكي بودن برامان مثل يك رويا نبود 

يادگاري نيست اين, نه ,شاعري ديشب نوشت: 

(كاش در دنيا كسي آواره  و تنها نبود) 

يا نبوديم و نبود اين آشنائي ها يمان 

يا چنين تقديربد هرگزبراي ما نبود 
ادامه مطلب...
نوشته شده در ۶ مرداد ۱۳۸۹ توسط همه كسم ، همه زندگيم | نظرات (0)


ذهن باز و روشن يقيناً از رشد و دست‌آوردهاي بي‌حد و مرز برخوردار است. بنابراين براي موفق بودن در زندگي شخصي يا مديريت سازمان به ذهني باز نياز داريد كه روش‌هاي مثبت را پرورش دهد. در جنگ آوري و رزمجويي نيز استادان اين فن در ژاپن باستان بر قدرت ذهني تاكيد داشتند. چنانچه معتقد بودند بردن يا باختن بوسيله شمشير به ذهن بستگي دارد، با ذهن است كه شما بازوها و پاها را حركت مي‌دهيد. مربيان هنرهاي رزمي به ايجاد نظم و ترتيب ذهن رزمجويان بيش از كسب مهارت‌هاي رزمي اهميت مي‌دادند. بنابراين ذهن شما قدرتمندترين شمشير شماست. اگر ذهن خود را منظم كنيد. خيلي از كارها واقعاً‌ ممكن خواهند شد.

داشتن ذهني باز و روشن نياز به تمرين مستمر دارد چرا كه خواستن صرف كافي نيست بلكه عمل بايد دنباله‌رو انديشه باشد. همچنان كه مانتوري از اساتيد برجسته ژاپن در مقاله سنت‌هاي خانواده مي‌گويد: مهارت‌ها را بايد هميشه كسب و در به كاربردن آن تمرين و ممارست داشته باشيم و با اين وجود بدون اينكه گرفتار آنها شويم براي اينكه استراتژيست موثري باشيد تمرين مداوم در تفكر استراتژيك يك شرط لازم است كه تفكر برنامه روزانه است نه منبعي كه بتوان آن را در مواقع عادي در سكون و ركود نگهداشت و صرفاً در زمان ضروري و فوريت امر به دنبال آن رفت. وي در ادامه مي‌نويسد همچنان كه صحبت كردن و تئوري بافتن دليل ذهن روشني نيست آموزش نيز بيهوده و پوچ خواهد بود اگر در راهي مناسب به كار نگيريم. در اين زمينه مثالي ازمو ننوري يادآور مي‌شود كه يادگيري دروازه است خانه نيست وقتي كه شما دروازه‌اي را مي‌بينيد تصور نكنيد كه كل خانه را ديده‌ايد شما بايد از دروازه بگذريد تا به خانه كه پشت آن است برسيد.

وقتي كه شما كتاب مي‌خوانيد و سخت هم مطالعه مي‌كنيد فكر نكنيد كه راه يافته‌ايد. درك غلط موجب شده است كه مردم راه اصلي را گم كنند. متاسفانه كسب مدرك توسط مديران نيز اين چنين است چرا كه با مطالعه صرف كتاب‌هاي درسي به جاي كسب دانش اصلي قطعاً پيش از كسب مدرك نه تنها خواندن كتاب را كنار خواهند گذاشت، بلكه احساس خودبيني يافته و فكر مي‌كنند هر آنچه را كه بايد بدانند فراگرفته‌اند و مي‌دانند. مثالي ديگر اين مطلب را روشن‌تر مي‌سازد: مردي براي حل مشكلاتش و كسب رهنموني پيش راهبي از فرقه ذن مي‌رود راهب پيش از هر صحبتي فنجاني را پيش روي وي نهاده و شروع به چاي ريختن كرد. تا حدي كه چاي از فنجان لبريز و به اطراف ريخت. مرد نسبت به اين عمل اعتراض كرد راهب پاسخ وي را اين چنين داد كه شما هم تقريباً پر هستيد، تا وقتي كه اول شما فنجانت را خالي نكني، من چگونه مي‌توانم به شما چيزي ياد دهم. پس بايد ذهن خود را از پيش داوري‌ها و تفكرات سطحي خالي نماييم تا در آنها گرفتار نشويم.

ذهن باز و روشن فرصت‌هاي شگرفي را مي‌آفريند نكته اينجاست كه دريابيد چه وقت ذهنتان بيدار و زنده است و نسبت به محيط اطراف و فراتر از آن هوشيارانه عمل كنيد و با ديده‌گاني بازتر نگاه كنيد. تصور كنيد پيش از نيوتن چه بسيار افرادي كه نظاره‌گر افتادن سيب از درخت بودند، اما هرگز استنتاجي همچون نيوتن نكرده بودند نيوتن يكي از بزرگ‌ترين واقعيت‌هاي جهان را كشف كرد چرا كه ذهن وي واقعاً مشغول آنچه كه مي‌ديد بوداو سخت در اشتياق دانستن چراها بود.

ذهن بنيادي ذهني است كه همچون آب يك جا متوقف نمي‌شود. در تمامي موجودات هستي نفوذ مي‌كند ذهن سطحي‌گرا در نقطه مقابل قرار دارد يعني همچون يخ ثابت مانده و حركتي ندارد. اگر ذهن ما در يك نقطه ثابت بماند و در يك مكان درنگ كند و مردد بماند يخ خواهد بست و در نتيجه نمي‌تواند به طور آزادانه مورد استفاده قرار گيرد. بنابراين بسيار مهم است كه ذهن را در يك نقطه نگه نداريد.

تجارت و كار، همچون جنگ پر از ريسك و عدم اطمينان است اما شخص نبايد بدون جنگ تسليم شود چرا كه ذهن وي بر ريسك و عدم اطمينان متمركز است تنها به دليل اينكه وجود ندارد، موقعيت‌هاي بد براي هميشه پايان نخواهند پذيرفت.

بسياري از مردم مي‌دانند كه داشتن ذهن روشن براي پذيرش تغيير و عقايد جديد به منظور موفقيت فرد و سازمان، بحران‌ساز است به همين ترتيب عده كمي در به كارگيري آن اهميت مي‌دهند آنها ترجيح مي‌دهند به روش‌هاي غيرمتداول و از مد افتاده انجام كارها و باورهاي سخت و جدي بچسبند، براي آنان حفظ روش‌هاي قديمي بسيار راحت‌تر است اگرچه كه ديگر قابل اجرا و عملي نباشد.

اما چنين راحتي و آسايشي ادامه خواهد يافت؟ در حقيقت چرا راحتي موقت را كسب مي‌كنيم در حالي كه داشتن ذهني روشن براي پذيرش تغيير و عقايد جديد مي‌تواند آسايش طولاني‌تري را برايتان به ارمغان آورد. تحقيقات نشان مي‌دهند كه ما از 10درصد ظرفيت مغزمان استفاده مي‌كنيم، چرا سعي نكنيم كه از مابقي آن استفاده نماييم؟ بنابراين اگر شما درمي‌يابيد كه در دستيابي به اهدافتان شكست مي‌خوريد يا در تعجب هستيد كه چرا رقبايتان هميشه جلوتر از شما هستند ذهن بنيادي خود را فراخوانيد چرا كه شما بايد خودتان صادق و روراست و مايل به تغيير ذهنتان باشيد.

تنها پس از آن است كه موفقيت در چنگ شما خواهد بود. با اين همه ذهن شما شمشير شماست

http://www.ido.ir


ادامه مطلب...
نوشته شده در ۶ مرداد ۱۳۸۹ توسط همه كسم ، همه زندگيم | نظرات (0)


" دوستت دارم "  را

من دلاويزترين شعر جهان يافته ام

اين گل سرخ من است .

دامني پر كن از اين گل كه دهي هديه به خلق

كه بري خانه دشمن !

                      كه فشاني بر دوست ،

راز خوشيختي هركس به پراكندن اوست !

 در دل مردم عالم  _  به خدا  _

نور خواهد پاشيد

روح خواهد بخشيد .

تو هم اي خوب من ! اين نكته به تكرار بگو

اين دلاويزترين شعر جهان را همه وقت

نه به يكبار و به ده بار، كه صد بار بگو

" دوستم داري " را از من بسيار بپرس

دوستت دارم را با من بسيار بگو


ادامه مطلب...
نوشته شده در ۲۳ تير ۱۳۸۹ توسط همه كسم ، همه زندگيم | نظرات (0)


نازنينم نمي روم تا بودنم را باور كني.
مي مانم تا بداني نمي تواني
اينگونه آسان مرا از خود براني.
مي دانم هنوز لحظات بسياري بايد
در كنار تو باشم تا به من عادت كني.
اينگونه از كنارت نمي روم.
اگر نگاهت را به زير پايت بياندازي مرا مي بيني.
هميشه همانجايم. به تو نزديك و به تو دور.
-------------------------------
ديروز با يك دسته گل اومده بود به ديدنم

با يك نگاه مهربون

همون نگاهي كه سالها ارزو شو داشتم و از من دريغ ميكيرد

گريه كرد و گفت دلش برام تنگ شده

ولي من فقط نگاهش كردم ...

وقتي رفت سنگ قبرم از اشكش خيس شده بود


ادامه مطلب...
نوشته شده در ۲۳ تير ۱۳۸۹ توسط همه كسم ، همه زندگيم | نظرات (0)


اين نيز بگذرد....مثل همه ي اتفاقات خوب و بد زندگي...مثل همه دوست داشتنها كه در ته صندوق خاك خورده زمان مخفي شد و گردي از فراموشي پوشاندش....اين نيز بگذرد....مثل همه اشكهايي كه در انزوا ريخته شد و هيچ كس نفهميدشان....اين نيز بگذرد مثل همه بغض هايي كه بي پروا گره كور خوردند و هيچ دست مهرباني هرگز بازشان نكرد....اين نيز بگذرد مثل گذر تلخ ثانيه ثانيه هاي تنهايي و بيقراري و دلتنگي براي اويي كه ميداني بايد تنهايش بگذاري ....اين نيز بگذرد مثل زندگي
ادامه مطلب...
نوشته شده در ۲۳ تير ۱۳۸۹ توسط همه كسم ، همه زندگيم | نظرات (0)


 دلم برات تنگ شده خيلي وقته
لحظه دوري از تو خيلي سخته
نميدوني چه تلخ بي تو بودن
چه معني داره بي تو شعر سرودن

دلتنگيهام فراوونه , دل ديگه بي تو داغونه
دنيا با اون بزرگياش بي تو برام يه زندونه

هواي چشمام بارونه ......
هيچكس به جز تو ندارم , كه سر رو شونش بذارم
باز مثل ابراي بهار واسش يه دنيا ببارم
سر روي شونش بذارم ......

به سر هواي تو دارم , اينجوري داغونم نكن
من كه اسير عشقتم , بيا و زندونم نكن
زندگي بي تو مشكل خودت اينو خوب ميدوني
بيا و اين آخر عمر بگو همينجا ميموني

دلتنگيهام فراوونه , دل ديگه بي تو داغونه
دنيا با اون بزرگياش بي تو برام يه زندونه

 

هواي چشمام بارونه ......
هيچكس به جز تو ندارم , كه سر رو شونش بذارم
باز مثل ابراي بهار واسش يه دنيا ببارم
سر روي شونش بذارم ...


ادامه مطلب...
نوشته شده در ۲۳ تير ۱۳۸۹ توسط همه كسم ، همه زندگيم | نظرات (0)


عشق پر شرار 
 

عشق مرا در نگاهت تيره و تار مكن ، اي مهربان
نور چشمانت را برايم خاموش مكن، اي مهربان 
 
من سوخته ام از اين شرار عشق، تو مرا درياب 

خرقه پوش از اين باران عشق شدم ،تو مرا درياب
 
قفل سنگين قلبت را برايم باز كن، اي نازنين

شعر سپيد عشقت را برايم آغاز كن، اي نازنين
 
مي خواهم تو را،  در اين لحظه هاي سخت با من باش
مي گذارم نام تو را،  در اين سينه ي سبز با من باش 
 

 تو آن ستاره ي درخشان در سينه ي عاشق مني ، ميداني 
 تو آن زورق غريب انديشه ي ذهن عاشق مني،  ميداني 

مي گريزم از افسون دبده ي پر مهرت، اي جانان من
 مي شتابم به سوي ان قلب خفته ومهربانت، اي جانان من....

مردم طعنه ها زدند و گفتند از اين عشق پر شرار من
زآن آتشي فكندند در اين قلب بي قرار و بي رياي  من 

بهر فريب آنان نام تو را هرگز بر زبان نياوردم دگر 
مي ترسم از اين فريب جانسوز كه من تو را نيابم دگر
 
مي روم تا ساحل آرام عشق يابم تو را،  شيرين جان 

مي سرايم لحظه هاي عاشقي خوانم تو را،شيرين جان
 
ميروم بي شك در اين راه تو را مي بويم اي دلدار من
غم هجران تو را همراه خود مي سازم  اي دلدار من
 


ادامه مطلب...
نوشته شده در ۲۳ تير ۱۳۸۹ توسط همه كسم ، همه زندگيم | نظرات (0)


بچه كه بوديم چه دل هاي بزرگي داشتيم
اكنون كه بزرگيم چه دلتنگيم
كاش دلهامون به بزرگي بچگي بود
كاش همان كودكي بوديم كه حرفهايش
را از نگاهش مي توان خواند
كاش براي حرف زدن
نيازي به صحبت كردن نداشتيم

كاش براي حرف زدن فقط نگاه كافي بود

كاش قلبها در چهره بود
اما اكنون اگر فرياد هم بزنيم كسي نمي فهمد
و دل خوش كرده ايم كه سكوت كرده ايم 
 دنيا را ببين...
بچه بوديم از آسمان باران مي آمد
بزرگ شده ايم از چشمهايمان مي آيد! 
بچه بوديم همه چشماي خيسمون رو ميديدن
بزرگ شديم هيچكي نميبينه

بچه بوديم تو جمع گريه مي كرديم
بزرگ شديم تو خلوت
بچه بوديم راحت دلمون نمي شكست
بزرگ شديم خيلي آسون دلمون مي شكنه

بچه بوديم همه رو ۱۰ تا دوست داشتيم
بزرگ كه شديم بعضي ها رو هيچي

بعضي هارو كم و بعضي ها رو بي نهايت دوست داريم
بچه كه بوديم قضاوت نمي كرديم و همه يكسان بودن
بزرگ كه شديم قضاوتهاي درست و غلط باعث شد كه
اندازه دوست داشتنمون تغيير كنه
كاش هنوزم همه رو
به اندازه همون بچگي ۱۰ تا دوست داشتيم
بچه كه بوديم اگه با كسي

دعوا ميكرديم ۱ ساعت بعد از يادمون ميرفت
بزرگ كه شديم گاهي دعواهامون سالها تو يادمون مونده و آشتي نمي كنيم
بچه كه بوديم گاهي با يه تيكه نخ سرگرم مي شديم
بزرگ كه شديم حتي ۱۰۰ تا كلاف نخم سرگرممون نميكنه
بچه كه بوديم بزرگترين آرزومون داشتن كوچكترين چيز بود
بزرگ كه شديم كوچكترين آرزومون داشتن بزرگترين چيزه
بچه كه بوديم آرزومون بزرگ شدن بود
بزرگ كه شديم حسرت برگشتن به بچگي رو داريم

بچه كه بوديم تو بازيهامون همش اداي بزرگ ترها رو در مي آورديم
بزرگ كه شديم همش تو خيالمون بر ميگرديم به بچگي

بچه بوديم درد دل ها را به هزار ناله مي گفتيم همه مي فهميدند
بزرگ شده ايم درد دل را به صد زبان به كسي مي گوييم... هيچ كس نمي فهمد
چه بوديم دوستيامون تا نداشت
بزرگ كه شديم همه دوستيامون تا داره

بچه كه بوديــم بچه بوديــم

بزرگ كه شديــم بزرگ كه نشديم هيــچ؛ ديگه همــون بــچه هم نيســتيم 


ادامه مطلب...
نوشته شده در ۲۳ تير ۱۳۸۹ توسط همه كسم ، همه زندگيم | نظرات (0)


سلام همه زندگيم
سلامي به گرمي رنگ سرخ كه اگه سرخ نبود عشق از بين مي رفت و  اگر ...
ادامه مطلب...
نوشته شده در ۴ خرداد ۱۳۸۹ توسط همه كسم ، همه زندگيم | نظرات (0)



آنكس كه مي گفت دوستم دارد، عاشقي نبود كه شوق من آمده باشد. رهگذري بود كه روي ...
ادامه مطلب...
نوشته شده در ۴ خرداد ۱۳۸۹ توسط همه كسم ، همه زندگيم | نظرات (0)


خداوند ارزش قلب را مي داند بنا براين عشق را ...
ادامه مطلب...
نوشته شده در ۴ خرداد ۱۳۸۹ توسط همه كسم ، همه زندگيم | نظرات (0)


عشق يعني




 عشق يعني يك سلام و يك درود عشق يعني درد و محنت در درون عشق ...
ادامه مطلب...
نوشته شده در ۴ خرداد ۱۳۸۹ توسط همه كسم ، همه زندگيم | نظرات (0)


عشق لذتي مثبت است كه موضوع آن زيبايي است [۱]، همچنين احساسي عميق، علاقه‌اي لطيف و ...
ادامه مطلب...
نوشته شده در ۴ خرداد ۱۳۸۹ توسط همه كسم ، همه زندگيم | نظرات (0)


نوشتار اصلي: عشق (ديدگاه‌هاي علمي)‎



كلاس‌ درس برخطي مربوط به موضوع اين مقاله ...
ادامه مطلب...
نوشته شده در ۴ خرداد ۱۳۸۹ توسط همه كسم ، همه زندگيم | نظرات (0)


[ ۱ ][ ۲ ]